سيد جعفر سجادى

1438

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

ص 281 ) فَلكِ حامِل - ( اصطلاح هيئت ) ابو ريحان بيرونى گويد : فلك حامل فلكى است همچون فلك اوج مركز او بيرون از مركز عالم است و سطح آن بسطح فلك مايل است و فلك تدوير را همىبرد چنان كه مركز فلك تدوير بر محيط او سوى توالى بروج همىرود . ( رجوع شود به التفهيم ص 122 ) فَلَكِ خارِجِ مَرْكز - ( اصطلاح هيوى ) رجوع به خارج مركز شود . فَلَكِ كُلّى - ( اصطلاح هيوى ) هفت فلك كلى كه ويژه هفت سياره است فلك كلى گويند يعنى فلك كلى آن كواكب چون در ضمن هر يك از آن افلاك افلاك ديگرى است كه افلاك جزئى نامند ، فلك كلى هر كوكبى را ممثل نامند ، از آن جهت كه مماثل فلك البروج است . از لحاظ مركز يعنى از لحاظ مركز با فلك - البروج متحد است و مناطق و اقطار آنها نيز در محاذات منطقهء فلك البروج است و در حركات نيز با او موافق است ، هم در مقدار و هم در جهت باستثناى ممثل قمر كه مقدار آن از ساير ممثلات نيز زيادتر است البته منطقهء هر يك از ممثلات را نيز مجازا ممثل گويند از باب نامگذارى كل بنام جزء و چون حركاتى كه از سيارات مشاهده مىشود متشابه نمىباشند و بايد حركات اجرام سماوى متشابه باشد بناچار براى توجيه حركات در ثخن ممثلات افلاك ديگرى اثبات كرده‌اند كه پارهء شامل زمين بود و پارهء نبود مثلا آفتاب را گويند دو فلك است يكى كلى كه ممثل است و ديگرى خارج مركز . ( از بيست باب ملا مظفر ) فَلَكِ مايِل - ( اصطلاح هيئت ) مسير و مدار سيارات هفت‌گانه را گويند ابو ريحان بيرونى در اين باب گويد : شش ستارهء سياره راست بر منطقة - البروج نروند همچون آفتاب ، و لكن گاه سوى شمال باشند از وى و گاه سوى جنوب . زيرا ك ايشان بر فلكهايى همىروند كه سطح آن فلكها از سطح منطقه ميل كرده است ، همچنانك سطح منطقه از معدل النهار ميل دارد . و زين جهت فلكهاى ايشان را مايل خوانند . و لكن اندازهء اين ميل بهمهء ستارگان يكى نيست ، اين را كمتر و آن را بيشتر . و نيز جايگاه بزرگترين ميلى . و تقاطع مايل با منطقه همه را بيكجاى نيست . و اين ميل را عرض خوانند ، زيرا ك از منطقه است . فاما مركز ممثل و مركز مايل يكى باشد ، و آن مركز عالم است ( رجوع شود به التفهيم ص 121 ) فَلَكِ مُدير - رجوع شود به خارج مركز فَلَكِ مُعَدِّلُ المَسير - ( اصطلاح هيئت ) ابو ريحان در ترسيم فلك معدل المسير گويد : اگر مركز فلك تدوير بمدتهاى راست قوسهاى راست رفتى از حامل ، وسط ستاره ، آنك رفتن ميانگى اوست ، بر حامل بودى ، و زاويه‌هاى وسط بر مركز او بودى آن قوسها . و لكن چون بنگريم ، زاويه‌هاى رفتن مركز فلك تدوير بمدتهاى راست